عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

276

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

و رب العالمين خود دانا است كه عيسى اين سخن نگفت ، اما سؤال توبيخ و تقريع است ، و اين تقريع نوعى عقوبت است مر آن ترسايان را كه بر عيسى دعوايى كردند ، ميخواهد كه ايشان را در آن عرصهء قيامت على رؤس الاشهاد دروغ زن گرداند ، كه عيسى ببندگى خويش اقرار دهد ، و از آنچه ايشان دعوى كردند متبرى گردد ، و حجت بر ايشان لازم آيد ، اين همچنانست كه فريشتگان را گويد : أَ أَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبادِي هؤُلاءِ ؟ و ظاهر اين خطاب با عيسى است ، اما مراد بدين ترسايان‌اند كه حاضر باشند ، لكن رب العالمين نخواهد كه ايشان را اهل خطاب خود كند ، و با ايشان سخن گويد ، كه ايشان از آن خوارترند و كمتر ، اين همچنانست كه گفت : وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ خطاب با موءودات است ، و مراد به اين توبيخ وائدات است كه گنهكار ايشانند ، لكن ايشان را اهل خطاب و سماع كلام خود مىنكند ، ظاهر سخن از ايشان بگردانيد ، و عقوبت توبيخ بماند بر ايشان . بو روق گفت : بما چنين رسيد كه : چون اين خطاب بعيسى رسد لرزه بر اندام وى افتد ، و از زير هر تاى موى كه بر تن وى است چشمهء خون روان شود ، جواب گويد : سُبْحانَكَ تنزيها و تعظيما لك ما يَكُونُ لِي ما ينبغى لى أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ يعنى بعدل ، ان اعبد و امى غيرك ، إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ . تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ اين نفس اينجا « 1 » ذات خداوند است عز و جل هم چنان كه اينجا گفت : كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ ، و النفس الانسان بعينه من قوله خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ يعنى آدم ، و نفس الشيء ذاته و عينه ، تقول : جاءنى نفسه ، و لو لا نفسه ما فعلت كذا و كذا ، يعنى ذاته و عينه . اهل معانى گفتند : نفس در كلام عرب بر دو وجه است : يكى آنست كه گويند خرجت نفس فلان ، اى خرجت روحه ، و فى نفس فلان ان يفعل كذا ، اى فى روعه « 2 » .

--> ( 1 ) - نسخهء الف : ايدر . ( 2 ) - نسخهء الف : روحه .